ه ما گفتند باید بازی کنید

ه ما گفتند باید بازی کنید
گفتیم با کی ؟؟
گفتند با تیم دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود
تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن
گفتم آخه چطوری ؟؟؟
بازم خندید و گفت : خیلی ساده . فقط پاس بده به من ، باقیش بامن.
دیدگاه ها (۴)

،

کـــــــاش میشـــــــد . . .آدم گــــآهـــی بــــه انــدازه ...

نظرتون؟

با اعصاب آدم بازی میکنه، والاااا

خواهر یه کوالا پارت ۱۲

نام: قرارداد نفرتPart:¹³چند دقیقه بعد...در اتاق آرام باز شد....

همخونه اجباری.. پارت 52."ویو پارک دوین"گوشیم رو روی مبل اندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط