دلتنگی...

دلتنگی...

یعنی بشینی با یادش...

و به خاطراتون فکر کنی........


اون وقته که...

یه لبخند میاد رو لبت.......


ولی چند لحظه بعد...،

شروع اشک های لعنتی......
دیدگاه ها (۸)

چــه قانــون ناعــادلانــه ای ! بــرای شــروع یــک رابطــه ...

به پایان رسیده ام اما نقطه نمی گذارم … یک ویرگول میگذارم ،...

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ...

دَمــہ اونــی ڪـــــہ تَنهاست گَرم....... نـَـہ اینڪــــہ ن...

*یعنی حتی رنگ آبی هم دیگه منو یادش نمیاره؟یه روزی می‌گفت هرچ...

✨✨خدا رو چه دیدی؟شاید جایی که فکر می‌کنیهمه چیز تموم شدهیه ش...

همخونه اجباری... پارت 128"ویو بوراک"کنار پنجره ایستاده بودم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط