میای از دورترین نقطه ی ایمان من

میای از دورترین نقطه ی ایمان من
اونجا که لحظه هام پر شدن از یاسمن
میای از سکوت شهر پر از ستاره
میکشی دستامو روی موهات دوباره
میبری با خودت تا اوج بی نهایت
اونجایی که تو چشمات موج میزنه نجابت
آخ که دیگه دل من از تو جدا نمیشه
تو کتابای قصه کسی که ما نمیشه
وقتی که بجز عشق چیزی نمیشه که دید
غیر از گلهای بوسه چیزی نمیشه که چید
اونجاها آسمونشون رنگ طلایی داره
جای سیایی های شب حباب آبی داره
آدما از محبت برای هم میمیرن
تو سختیه زندگی دست همو میگیرن
آخ که دیگه دل من از تو جدا نمیشه
تو کتابای قصه کسی که ما نمیشه...
دیدگاه ها (۱)

#کپشن

وقتی اکسته و میخواد بهت برگردهکل سالن اسلیترین رنگ سبز به خو...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

part 56یونگی که اولین بار بود میخواست اینکارو انجام بده یکم ...

دیدی که با گریه من بغض دلم وا نمیشهشرح پریشونی من . تو قصه پ...

از در و دیوار قلبم نم دلتنگی میباره بگو که دستات هنوزم واسه ...

قصه ي منو غم تو قصه ي گل و تگرگه ترس بي تو زنه موندن ترس لحظ...

#قصه منو غم تو ،قصه #گل و تگرگه#ترس بی تو زنده بودن،ترس لحظه...

گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاشدوباره دل داده بود به دست عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط