ناگهاڹ

ناگهاڹ

دلت می گیرد

از فاصلہ بیڹ

آنچہ می خواستی

و آنچہ ڪہ هستی……
دیدگاه ها (۱)

نیستی و تیره تر می کند خاکستریِ مراهاشورِ پرطعنه یِ باران

بـــزرگــترین غـــلـط زنـــدگـیـم عــــاشـق تـــو شـــد...

ﺳڪﻮﺕ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢﯾڪی ﻣﯿڪﻨﻢﻓﺮﯾﺎﺩے ﻣﯿﺸﻮﺩ بی ﺻﺪﺍمی ﺷﻨﻮےﻓﺮﯾﺎﺩ...

شب ها کنار پنجره می نشینم و خیابان را می نگرم ...راستی ، تو ...

فاصله ...

#طُ رانمی‌توان دوست داشت...تو شبیهِ عطری هستیکه به حافظه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط