کاش می شد بنویسم چه نوشتی با چشم

کاش می شد بنویسم چه نوشتی با چشم
کاش می گفت عبارت چه اشارت کردی
نادر از هند نبرد، آنچه تو بردی ز دلم
که تو مهری و مهاری و مهارت کردی
دلم ایران و تو اسکندر تاییس اطوار
زدی و سوختی و کشتی و غارت کردی
دیدگاه ها (۵۰)

میخواهم و میخواستمت تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم...

من با تو به چشم آمدم و هیچ نبودمچون سایه عدم بود سراپایِ وجو...

چشمهایت همه جا راز تو را جار زدندخبر از عشق نوشتند و به دیوا...

ناگاه عشق، عشق نه! چیزی عجیب‌ترچیزی شبیه زلزله، اما مهیب‌ترچ...

من این سناریو رو دیدم و یکم فانتزیش کردم تغییرش دادم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط