در طلوع عشق می خواهم که مهمانم شوی

🌸 🍃 در طلوع عشق می خواهم که مهمانم شوی
تا سحر در خلوتم مهمان دستانم شوی 🌸 🍃 پا گذاری در شب خالی و تنهای دلم
تا سپیده روشنایی بخش چشمانم شوی 🌸 🍃 گُر بگیرم در تبت از گرمی آغوش تو
در زمستان چون بهاران باغ و بستانم شوی 🌸 🍃 می نویسم از دو چشمت تا بدانی عاشقم
دوست دارم امشبی مست و غزلخوانم شوی 🌸 🍃 خواستم تا که بمانی در کنارم لحظه ای
باز یکبار دگر هم عهد و پیمانم شوی 🌸 🍃 "آمدی جانم به قربانت"، ولی در هر قدم
دل شکستی ، کاشکی اینبار درمانم شوی
دیدگاه ها (۱)

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

ـــــٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍ....:اگه عاشـــــق نیسـتی پس تلاش...

باید که تو باشی تا در دل تاریک شبم نور بپاشیباید که تو باشی ...

من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمتار و پود عشق را در "تو"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط