سیندرلا
سـینـدرلاᵗ᷒ᰰ
Cinderellaᵗ᷒ᰰ
ᴘᴀʀᴛ:𝟏
عکس بردار: خانوم لطفا اینجا رو نگاه کنید
+این طوری خوبه؟
عکس برادار: عالی همین طوری
+خسته شدم یکم استراحت کنم
عکس بردار: اما...
+اما نداره برو مزاحم نشو
عکس بردار: چشم خانوم
که گوشیم زنگ خورد
+الو
لنا: کثافت چرا نمیای دیگه دیر شد
+واییییییییییی یادم رفته بود باشه الان میام
با شتاب دویدم سمت خروجی سالن
🗣اون سیندرلا یه
🗣داره کجا میره عکسی داره هنوز
+برید کنار
عکاس: خااانوم وایسید پدرتون عصبانی میشن
از اونجا خارج شدم و راه افتادم سمت کافه ای که لنا آدرسش رو داده بود
لنا : اومدی دختر ببین مودب باشی باز نرینی که من به گردن نمیگیرم
+باشه بابا حالا طرف کی هست
لنا: نمیدونم فقط میدونم خوشتیپه
+اوه
+من رفتمردش کنم باییی
لنا: باشه کی میخواد دست از این کاراش برداره
وارد کافه شدم خیلی شیک و کلاسیک بود
چه قدر بدم میاد پدرم همش قرار برای من تر تیب میده د آخه من که هنوز سنی ندارم
رفتم سمت میزی که یه نفر نشسته بود و سلام سردی کردم
+سلام
_سلام/سرد/
_بفرماید بشینید
+اوه باشه
نشستم و گفتم
+خب نمیخواید خودتون معرفی کنین/سرد/
_بله من جئون جونگ کوک هستم
+منم پارک لوسی هستم
_خوشبختم/سرد/
+همین طور
بلخره کیکه خوشمزم رو آوردن شروع به خوردن کردیم
و وقتی که تموم شد گفتم
ممنون بابت کیک ولی متاسفانه من نامزد دارم /با عشوه/
_ باشه پس خداحافظ
از اون کافه آمدم بیرون جیغ کشیدم
+اخ جون پیروز شدم
که به پشت سرم نگاه کردم دم دیدم همون پسره جونگ کوک داره نگام میکنه
_من رفتم خوشحالیتو کن
مثل بز بهش نگاه کردم
هوووف خدا رو شکر دیگه قرار نیست ببینمش
..................................
★خببببب چطور بود بچه هااا این پیج دو تا ادمین داره★
Cinderellaᵗ᷒ᰰ
ᴘᴀʀᴛ:𝟏
عکس بردار: خانوم لطفا اینجا رو نگاه کنید
+این طوری خوبه؟
عکس برادار: عالی همین طوری
+خسته شدم یکم استراحت کنم
عکس بردار: اما...
+اما نداره برو مزاحم نشو
عکس بردار: چشم خانوم
که گوشیم زنگ خورد
+الو
لنا: کثافت چرا نمیای دیگه دیر شد
+واییییییییییی یادم رفته بود باشه الان میام
با شتاب دویدم سمت خروجی سالن
🗣اون سیندرلا یه
🗣داره کجا میره عکسی داره هنوز
+برید کنار
عکاس: خااانوم وایسید پدرتون عصبانی میشن
از اونجا خارج شدم و راه افتادم سمت کافه ای که لنا آدرسش رو داده بود
لنا : اومدی دختر ببین مودب باشی باز نرینی که من به گردن نمیگیرم
+باشه بابا حالا طرف کی هست
لنا: نمیدونم فقط میدونم خوشتیپه
+اوه
+من رفتمردش کنم باییی
لنا: باشه کی میخواد دست از این کاراش برداره
وارد کافه شدم خیلی شیک و کلاسیک بود
چه قدر بدم میاد پدرم همش قرار برای من تر تیب میده د آخه من که هنوز سنی ندارم
رفتم سمت میزی که یه نفر نشسته بود و سلام سردی کردم
+سلام
_سلام/سرد/
_بفرماید بشینید
+اوه باشه
نشستم و گفتم
+خب نمیخواید خودتون معرفی کنین/سرد/
_بله من جئون جونگ کوک هستم
+منم پارک لوسی هستم
_خوشبختم/سرد/
+همین طور
بلخره کیکه خوشمزم رو آوردن شروع به خوردن کردیم
و وقتی که تموم شد گفتم
ممنون بابت کیک ولی متاسفانه من نامزد دارم /با عشوه/
_ باشه پس خداحافظ
از اون کافه آمدم بیرون جیغ کشیدم
+اخ جون پیروز شدم
که به پشت سرم نگاه کردم دم دیدم همون پسره جونگ کوک داره نگام میکنه
_من رفتم خوشحالیتو کن
مثل بز بهش نگاه کردم
هوووف خدا رو شکر دیگه قرار نیست ببینمش
..................................
★خببببب چطور بود بچه هااا این پیج دو تا ادمین داره★
- ۴۱۷
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط