دلم یک خانهی قدیمی میخواهد
دلم یک خانهی قدیمی میخواهد
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل
خانهای با دری فیروزهای، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی، با حوضی پر از ماهیهایِ قرمز و گلهایِ شمعدانی، پنجرههایِ چوبی و شیشههایِ رنگ رنگی
خانهای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد
که وقتی دلم گرفت به تالارِ آینهاش بروم،
میانِ آینه کاریهای زیبایش بنشینم و حالِ دلم خوب شود
عصرهایِ تابستان، تمامِ دلخوشیام؛ یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد و شبهایِ زمستان، تمامِ دلگرمیام؛ یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار!
صبحها با شیطنت و صدایِ گنجشکها بیدار شوم، به حیاطش بروم و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش جان بگیرم
من از حصارِ آهن و فولاد خستهام
دلم خانهای میخواهد که هر غروب رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط، روبروی حوض، کنارِ باغچه بنشینم، چای بنوشم و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بیوصف؛ به روح و جانم تزریق کنم...
نرگس صرافیان طوفان࣫͝ 💚
#عاشقانہ
#حس_خوب
#آموزنده
#انڪَیزشی
#𝒔𝒂𝒏𝒂𝒛_𝒌𝒉𝒂𝒏𝒐𝒎𝒎
یک حال و هوایِ سنتی و اصیل
خانهای با دری فیروزهای، حیاطی چند ضلعی و دیوارهایِ کاهگلی، با حوضی پر از ماهیهایِ قرمز و گلهایِ شمعدانی، پنجرههایِ چوبی و شیشههایِ رنگ رنگی
خانهای که کلون و هشتی و پنج دری و مطبخ داشته باشد
که وقتی دلم گرفت به تالارِ آینهاش بروم،
میانِ آینه کاریهای زیبایش بنشینم و حالِ دلم خوب شود
عصرهایِ تابستان، تمامِ دلخوشیام؛ یک کاسه آبدوغ خیارِ خنک و نانِ خشک باشد و شبهایِ زمستان، تمامِ دلگرمیام؛ یک کرسی آتشیِ جانانه با یک سینی پر از آجیل و خشکبار!
صبحها با شیطنت و صدایِ گنجشکها بیدار شوم، به حیاطش بروم و از عطرِ خاطره انگیزِ کاهگلش جان بگیرم
من از حصارِ آهن و فولاد خستهام
دلم خانهای میخواهد که هر غروب رویِ تختِ قدیمیِ تویِ حیاط، روبروی حوض، کنارِ باغچه بنشینم، چای بنوشم و شعرهایِ زیبایِ فروغ را با شوقی بیوصف؛ به روح و جانم تزریق کنم...
نرگس صرافیان طوفان࣫͝ 💚
#عاشقانہ
#حس_خوب
#آموزنده
#انڪَیزشی
#𝒔𝒂𝒏𝒂𝒛_𝒌𝒉𝒂𝒏𝒐𝒎𝒎
- ۲۰۴
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط