سرگردونی مثِ فندکِت

سرگردونی مثِ فندکِت

توهم میکنن مثِ من دکِت

تنهایی با فکر و خیالا

نمیدونن چی میکشی هی میگن نکش

دنیا میپرسه چند مرده هَلـ ـاجی

چیزی نداری جز چند قطره اشک

حاجی داری میشی شرمنده تَر

کی میخوای رها شی از بند تَنـ هایی

انگار صدا دلا زود در میاد

گل چسب زخمه زود ور میاد

ما که نخواسیم یه روز خوب بابا

بگو یه روز خوب تر میاد

توی بند احساساتم ولی با این حسا زادم

بگو کی داد عشقو یادم خدا ، فرشته یا آدما

من موندمو نقش دلقک و وطنی که نمیره از نقش قلبم

لوله خودکار و خط های کاغذ

منو مغزی که رد داده راحت

همه دنبال فردای راحت

منم دنبال مردای راهم

اصلا زندگی چیه ؟ بزار بره یه جا

غمو تنهایی میشه سزای عاشقا

اونکه حتی نکرد به گدایی یه نگاه

میگم توی بنزشه گدای یه نگاه

میگم حاجی زندگی بی من خوشه

دارم میخورم ازش تا که سیرم کنه

بیرحمانه میرم چاهه یه حسی دارم انگاری دیرم شده

آره من که سنگ ننگ جنگ و هل دادم تا آخرش

زندگی بعد مرگ و گم میشم تو باورش

میشم میوه ی ریشه غربت که سنگ پرت میکنم به شیشه عمرم
دیدگاه ها (۷)

...

JJ VA KHALSE

faghat vase tanavoe

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:4نویسنده :شرو...

عشق یک طرفه پارت ۱۴💗یه نکته(این پارتو طولانی مینویسم که پارت...

عامممم...خب هدفم از گزاشتن پست این بود که راجب احساساتم حرف ...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

ابلیس

KIM V

سرگردونی مثِ فندکِت توهم میکنن مثِ من دکِت تنهایی با فکر و...

سرگردونی مث فندکت توهم میکنن مث من دکت تنهایی با فکرو خیالات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط