داشتم از علاقه ام میگفتم

داشتم از علاقه ام میگفتم
حرفم را قطع کرد
گفت من یکی را دوست دارم که مرا دوست ندارد
گفتم من هم...
گفت تا ابد دوستش خواهد داشت
با ترس دستش را گرفتم
گفتم من هم...
دستم را رها کرد
کنارم بود اما سهم من نه.
یادم رفته بود که زندگی همین است
من با عشق کسی دیگر
و عشق من با دیگری
این تنها وجه اشتراکمان بود...
دیدگاه ها (۴)

حوای من تو باشی اگر ، قول میدهمعمرا دوباره رو به جهنم بیاورم...

ازتمام راز ورمزهای عشق جز همین سه حرفجز همین سه حرف ساده میا...

هی تو…نمیدانم نامت را چه بگذارم…مخاطب خاص…تمام زندگی…دلیل نف...

خودم را آویخته‌اماز گناهانی که به گردنم می‌افتد!طناب از گردن...

جادویی عشق part 37 چرا من مدام باید خواب این مرد رو ببینم؟؟ ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۰هول گفتم اینا چیه؟ چیکار می...

پارت دوم نماد مرگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط