کودکی خواهم کرد و رها خواهم شد

کودکی خواهم کرد و رها خواهم شد
ز همه بند بزرگانگی و کس بودن
تا به آنجا که دگر هیچ کسی باشم من
کمتر حتی از هیچ
بلکه در سینه دشت
بنشینم به تماشای خروشیدن رود
که چنین بی پروا
میرود تا که سپارد دل خویش
به دل دریاها
فارغ از شرم و ریا
میروم تا بگشایم لب حمد
و سرسجده فرود آورم این
رقص بی منت نیلوفر مردابی را
که رها کرده تن خویش به آب
و ندارد باکی او ز تن دادگی بی هوس خویش به آب
تا که تکثیرکند لذت این شیدایی
درهوای مرداب
دیدگاه ها (۱)

عهد کردم با دل دیوانه ام ره نیابدکس دراین ویرانه امخالیش بگذ...

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

ازدواج آسمانی حضرت فاطمه(س) با امیر المومنین علی(ع) ________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط