کاش باران بودم

کاش باران بودم
ویک ظهر گرم بهاری
که در حیاط خانه ی تان
مشغول قدم زدن بودی
میباریدم ،
میباریدم و میلغزیدم
بر روی گونه هایت ،
همانجا که اگر پیشم بودی
بوسه گاه لبهای من میشد
میلغزیدم و نوازش میکردم
صورت زیبایت را .
میباریدم و بوسه باران میکردم
تمام تنت را
میباریدم و میدویدم
در میان خرمن موهایت
تا نسیم حسودی کند
به هم آغوشی من با موج گیسویت
هیچکس مثل من نخواهد دانست
چه لذتی دارد
دویدن در باغ موهایت
هیچکس تا ابد نخواهد دانست
که من چگونه تو را دوست میدارم
#عاشقانه#عاشقانه_ها
دیدگاه ها (۲۰)

کاش باران بودم ویک ظهر گرم بهاری که در حیاط خانه ی تان مشغول...

کاش باران بودم ویک ظهر گرم بهاری که در حیاط خانه ی تان مشغول...

درد و عشق

شعری هدیه به چشمان تا ابد منتظر فرزندان شهدای مدافع حرمظاهرا...

دستم خواب رفته بود، دست راستم که گذاشته بودم زیر سرت و خوابت...

دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌امنازم بکش که ناز رقیبان کشید...

🌨🍂... پائیز و بارانش هم اومد اما من هنوز چشم براهت موندم...!...

اگه ازش دوری براش بفرست#عاشقانه #love #موسیقی

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط