من از عهد آدم تو را دوست دارم

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
دیدگاه ها (۳)

ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدیروز و شب فلسفه ی خواب مرا ر...

قدم بزنیم . . .من با ” تـــــــــو ”تو با هر که دلت خواست !ف...

دل من خسته شده،نازکشیدن بلدی؟!روی لبخندغمش،سازکشیدن بلدی؟!مب...

تــــو .. تکرار نمیشوی .. این مــــــنم که دلبسته تر میشم .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط