چشمانم دیگر لال شده اند;

چشمانم دیگر لال شده اند;
حرف نمی زنند با هیچ کس، حتی با آینه
خیلی وقت است که کسی لی لی به لالایشان نگذاشته تا خوب خوابشان ببرد.
خیلی وقت است که به شوق کسی سرمه به پایشان نکشیده ام.
البته گمان هم نمیکنم که دیگر نه با لالایی خوب بخوابند،
نه به سرمه ای برق بیوفتند.
آخر میدانی...
چشمانم دیگر لال شده اند.

زینب کاوسی
دیدگاه ها (۲۵)

این شهرشهرزادی نمی خواهدهزار و یک شب است کهمردمانش به خواب ر...

این روزها..هوا آلودست..مواظب هوایت باش..هوای "تو"پاک است..ای...

این تنهایی منو دیوونه کرده کجایی تو هنوز توی خاطره هاییمثل ع...

🍂 🌼 ❤ ️من عاشق این شعرم🍂 🌼 ❤ ️حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط