.

.
به یک پلک تو می‌ بخشم تمام روز و شب‌ ها را
که تسکین می‌ دهد چشمت غم جانسوز تب‌ ها را

بخوان! با لهجه‌ات حسّی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک‌ نفس پُر کن به هم نگذار لب‌ ها را

به دست آور دل من را، چه کارت با دلِ مردم؟
تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را !

دلیلِ دل‌خوشی ‌هایم! چه بُغرنج است دنیایم …
چرا باید چنین باشد؟ نمی‌فهمم سبب‌ها را …

بیا این‌ بار شعرم را به آداب تو می‌گویم
که دارم یاد می‌گیرم زبان با ادب‌ها را

غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر
برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب‌ها را …
دیدگاه ها (۳)

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه‌هاییم؛و به عبورشان می‌خندیم!چه آس...

من اگرگاهی عاشــــــــــــقانهمینویسم، نه عاشــــــــــــقم!...

دیر برگشتی عزیزم خیلی دیر.من دل دادم به کسی کهغمهایم،بغض های...

قلمم سنگین است..نوشته هایم درد دارد..خط به خط سیاه میکنم دفت...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

به یک پلک تـو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشم...

عاشقانه

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

به یک پلک تو می بخشم تمام روزها و شبها راکه تسکین می دهد چشم...

به یک #پلک تو می بخشم تمام روزها و شبها راکه #تسکین می دهد چ...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها راکه تسکین می‌دهد چشمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط