دلت که بگیرد، "دنیا" جعبه ی کوچکی می شود پر از باروت و خا

دلت که بگیرد، "دنیا" جعبه ی کوچکی می شود پر از باروت و خالی از هوا
آنقدر تنگ و کوچک و خفقان آور، که هر لحظه امکان انفجارش را به خودت راه می دهی...
دلت که بگیرد "زندگی" تُنگِ کوچکی می شود مابین دستانِ سیاهِ روزگار، و خودت را ماهیِ قرمزِ عاشقی می بینی که تنها و سردرگم خودش را به شیشه ی گِرد و بی زاویه ی تُنگِ ماهی می کوبد...
دلت که بگیرد، دیگر "جهانی" در کار نیست،
آنچه هست و نیست، "اتاقیست" با یک پنجره که درهایش، رو به خاطراتِ خیس و باران خورده باز می شود، و همان خاطرات گاهی به وسعت تمام دردهای روی زمین "آزارت" می دهد...
دلت که بگیرد، "دنیا" دندانِ پوسیده ای می شود در دهانِ بی کسی هایت، آنقدر سخت و دردآور ، که مُدام زُق زُقِ تنهایی هایت ، آرام و قرار را از سرت می برد...
دلت که بگیرد...
دیدگاه ها (۲)

باز کن نغمه جانسوزی ازآن ساز امشبتا کنی عقده ی اشک از دل من ...

دلم زمستونه چشمام بارونهی مو مشکی من کجایی دیونهچشمات زیبا ب...

دستمال کاغذی، دلش شکستگوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشستگریه کرد و گر...

لمس کن کلماتی راکه برایت می نویسمتا بخوانی و بفهمی چقدر جایت...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг #...

عاشق دیوانه p22

نامردی این دنیارو دیدم.سخته بغض نزاره نفس بکشی:)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط