صبح

صبح)
_بیدارشو عزیزم.... بهت نیاز دارم.اگه بیدار نشی داداش کوچولوت رو تبدیل به همسر میکنم...
+(بغض) تمومش کن!
_(تهیونگ تکون میخورد و سرش رو داخل گردن جین فشار میداد و گردن رو بو میکرد) بیا انجامش بدیم.... هر چی بگی من هنوز دوست پسرت هستم...
+دهن*تو ببند عو*ضی...
_چرا دارم درخواست میکنم وقتی دستات بسته و میتونم هر. کاری که دوست دارم بکنم؟
(تهیونگ لباسای جین رو پاره کرد با قیچی و بعد یه لباس خواب مشکی باز تن جین کرد که جین با هر تکون بدنش معلوم میشد....... تهیونگ لـ*ب های جین رو میبوسید و شلوارشو در اورد و روی جین افتاد)
+هیچ وقت نمیبخشمت....
_عزیزم هیچکس من رو نمیبخشه....اما مهمه؟ نه (لبخند) اینا رو رها کن ببین چطور پوست سفیدت با ایم لباس مشکی جذاب شده...
+ع*وضی!
(تهیونگ سیلی محکمی به جین زد و باعث خون دماغ، جین شد)
_کافیه یه بار دیگه همچین کلماتی بهم بگی تا کاری کنم تا صبح باعث خوشحالی بادیگارد هام بشی...
+(جین ساکت شد و لبش رو گاز گرفت از لذت؟ نه از اینکه گریه اش رو نگهداره)
_افرین حالا بریم....
(تهیونگ پا*های جین رو باز کرد)
_الهه زیبای من....دوست دارم... دوست دارم(و داخل شد)
+(گریه) اهههههههه ت... تهیونگ ت... ت... تکون نخور اهه!(با*کره بود)
_امممم دختر کوچولوم با. کره بود؟ اولین باره با دختری هستم که من خودم فتحش کرده باشم...
(باقیش با ذهن خودتون)

پارت ⑦
دیدگاه ها (۱۳)

(صبح تهیونگ با صدای گریه جین بیدار شد) _چی شده؟ +(جین گریه م...

پارت 9چندین ماه بعد.... بابا میدونم ادم بدیه و چه کار باهات...

_اوه اسم پدرت رو دیدی؟ +(جین خشکش زد) _دیدیش عزیزم؟ یون جو.....

+ح.... حالتون خوبه اقا؟ =فرار کن! برو+چرا؟ =برو ممکنه بیاد ب...

#دوستی_اجباری#پارت_۱۱( پ/ت ) : کیم تهیونگ رو صدا کنید .( مدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط