‌ ‌ می گریم و می خندم ، دیوانه چنین باید

‌ ‌ می گریم و می خندم ، دیوانه چنین باید
می سوزم ومی سازم ، پروانه چنین باید

می کوبم و می رقصم و می نالم و می خوانم
در بزم جهان ، شور مستانه چنین باید

من این همه شیدایی ، دارم ز لب جامی
در دست تو ای ساقی ، پیمانه چنین باید

خَلقم زپی افتادند ، تا مست بگیرَندَم
در صحبت بی عقلان ، فرزانه چنین باید

یک سو بَردم عارف ، یک سو کِشدم عامی
بازیچه ی هر دستی ، طفلانه چنین باید

موی تو و تسبیح شیخم ، بِدَر از ره برد
یا دام چنان باید ، یا دانه چُنین باید

بر تُربت من جانا مَستی کنُ ودست افشان
خندیدن بر دنیا ، رندانه چنین باید
دیدگاه ها (۲)

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ، پروانه چ...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ، پروانه چ...

سوز و سازمیگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ،...

میگریم و مـی خندم ، دیوانه چنین بایدمیــسوزم ومیسازم ، پــــ...

" ميگريم و مي خندم ، ديوانه چنين بايدميسوزم وميسازم ، پروانه...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم و میسازم ، پروانه ...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم و میسازم ، پروانه ...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم و میسازم ، پروانه ...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم و میسازم ، پروانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط