دیشب که خفته بودی، در بستر خیالم

دیشب که خفته بودی، در بستر خیالم
<می سوخت از تمنّا، پا تا ز سر خیالم
من جام ها کشیده، از بادهٔ وصالت
<تو کام ها گرفته، از دختر خیالم
شب چون به آتش تو، اندیشه پر بسوزد
<شعر و ترانه گردد، خاکستر خیالم
ای تشنه کام عاشق، بس کن هوس، که ترسم
<غیر از جنون ننوشی، از ساغر خیالم
تا موج خیز ِ چشمم، دُردانه پرور آمد
<پیرایه بست عالم، با گوهر خیالم
گر سوی کس به جز تو، روزی گشوده گردد
<پیوسته بسته بادا، بال و پر خیالم
جز نام دوست، سیمین! حرفی دگر نخواندم
<چندان که خیره ماندم، در دفتر خیالم.
دیدگاه ها (۷)

ای که در مسجد روی بهر سجود سر بجنبد دل نجنبد این چه سود مولا...

عراقچی تو یکی گوه خور یمن نباش♨️عراقچی: آماده کمک به شروع گف...

♨️دبیر شورای عالی امنیت ملی: 🔹آمریکا با برخی از هفت شرط ایرا...

مدالی به رنگ خون برای قاتلان میناب

📸 خشم برزیلی‌ها از دخالت آمریکا🔹 برزیلی‌ها از دخالت آمریکا د...

🔻 اسامی ۳۵ نماینده انقلابی مجلس که خواستار استیضاح عراقچی شد...

♦️ادعای عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در مورد تذکر رهبر انقلاب ...

در مواجهه با بحران‌ها، ۹۹٪ مردم فرار می‌کنند؛اما مهندسِ قدرت...

پرداخت درب منزل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط