رومان عشق بینھایت پارت 5
رومان عشق بینھایت پارت 5
رفتیم رویہ صندلی نشستیم کہ جونگکوک و جیمین اومدن پیش ما و جیمین گفت دختر ھا امروز باھم بریم سینما ماھم تعجب کردہ بودیم و وقتی من اونور نگاہ کردم و دیدیم کہ ھمون یہ دستہ دختر ھایہ قلدر دارن مارو نگاہ میکنن و داشت از کلشون دود میومد بالا خیلی عصبی بودن و من ھم بدون ھیچ فکر یا مشورت قبول کردم چون میخواستم حرص اون ھارو در بیارم باھم قرار گذاشتیم کہ ساعت 10 دمہ در سینما باشیم چون ھوا سرد بود من یہ شلوار جین با یہ بوتک و یہ کوت سفید مخملی و یہ کلاہ مخملیہ سفید پوشیدم کلا ست سفید زدم و منو حنا باھم رفتہ بودیم و اون ھم یہ لباس شلوار مخملیہ صورتی پوشیدہ بود
رسیدیم بہ دمہ در سینما و جیمین اومد پیشمون و مارو راھنمایی کرد کہ بریم ما کنار ھم نشستیم واقعا سینمایی خیلی خوب بود و من و حنا رفتیم بہ خونہ واقعا خیلی خوش گذشتم اما نمیدونم این قرار سینما برایہ چی بود
رفتیم رویہ صندلی نشستیم کہ جونگکوک و جیمین اومدن پیش ما و جیمین گفت دختر ھا امروز باھم بریم سینما ماھم تعجب کردہ بودیم و وقتی من اونور نگاہ کردم و دیدیم کہ ھمون یہ دستہ دختر ھایہ قلدر دارن مارو نگاہ میکنن و داشت از کلشون دود میومد بالا خیلی عصبی بودن و من ھم بدون ھیچ فکر یا مشورت قبول کردم چون میخواستم حرص اون ھارو در بیارم باھم قرار گذاشتیم کہ ساعت 10 دمہ در سینما باشیم چون ھوا سرد بود من یہ شلوار جین با یہ بوتک و یہ کوت سفید مخملی و یہ کلاہ مخملیہ سفید پوشیدم کلا ست سفید زدم و منو حنا باھم رفتہ بودیم و اون ھم یہ لباس شلوار مخملیہ صورتی پوشیدہ بود
رسیدیم بہ دمہ در سینما و جیمین اومد پیشمون و مارو راھنمایی کرد کہ بریم ما کنار ھم نشستیم واقعا سینمایی خیلی خوب بود و من و حنا رفتیم بہ خونہ واقعا خیلی خوش گذشتم اما نمیدونم این قرار سینما برایہ چی بود
- ۶۳۶
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط