دیدن رویت برایم چون شهابی بود و بس

دیدن رویت برایم چون شهابی بود و بس
لحظه ی دلدادگیهایت سرابی بود و بس

تا سحر در انتظار ماه تو چشمم نخفت
لحظه های پرفروغت همچو خوابی بود و بس

در غروبم آمدی و با طلوعم پر زدی
عمر عشق و دلخوشیهایم حبابی بود و بس

در بهارم صبح گشتی تا خزانم بنگری
جلوه ات در آسمانم ماهتابی بود و بس

«باز باران با ترانه» سهم عشقم شد ولی
داستان چشم گریانم کتابی بود و بس

پاسخ یک قلب عاشق اینچنین انصاف نیست
چشمهای انتظارم در جوابی بود و بس

رفتی و در شیشه ی بشکسته ی تنگ دلم
مانده یک تصویر مواج خرابی بود و بس

مستیم از سر پرید و شد سبویم واژگون
آن که از عهد جوانی چون شرابی بود و بس

باز چشم از آسمانت بر نمی تابم اگر
دیدن رویت برایم چون شهابی بود و بس
دیدگاه ها (۱)

دیدن رویت برایم چون شهابی بود و بسلحظه ی دلدادگیهایت سرابی ب...

به نام خدابه مناسبت سالگرد شهادت سردار رشید ایران شهید مهدی ...

گمان میکنم زیباترین لحظه ، دقایق پیش از طلوع باشد.،آنگاه که ...

#باران 🫰🏼🦋

دامن مکش به ناز که هجران کشیده‌امنازم بکش که ناز رقیبان کشید...

🌨🍂... پائیز و بارانش هم اومد اما من هنوز چشم براهت موندم...!...

اگه ازش دوری براش بفرست#عاشقانه #love #موسیقی

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط