P

P12
#کامل‌و‌ناقص


تنها حسن این حجم از کار, این بود که زیاد با اون پیر خرفت تنها نشده بودم.
البته اگر اون یکباری که دستش رو روی کونم کشید
و گفت اشتباها داشت دنبال دستمالش میگشت رو ندید بگیریم.
دست هام رو بهم گره زدم و باالی سرم کشیدمشون تا از خستگیم کم شه.
لبهامو جمع کردم و نگاهی به گوشیم انداختم.
هنوز حتی یک پیام هم از یرین دریافت نکرده بودم
که توش حرفی از موفقیت بزنه!
البته نمیشد انتظار داشت که تو همون قرار اول با منیجر کیم تهیونگ, آدرس آپارتمانش رو بدست بیاره اما خب. . . اون یرین بود!
هیچ چیزی از اون دختر بعید نبود. . . البته اگر سی و سه تا قرار قبلیش که همون شب اول توشون شکست خورده بود رو فاکتور بگیریم.
محض رضای فاک حتی یه قرار موفقیت آمیز هم نداشت!!
آخرین بار پسری که سر قرار برده بودش
به بهانه رفتن به سرویس بهداشتی تنهاش گذاشته بود و دیگه نیومده بود.
و حتی اونقدر از گیر افتادن دوباره توسط یرین ترسیده بود
که شمارش رو عوض کرده بود و تمام حساب هاش تو شبکه های اجتماعی رو دی اکتیو کرده بود.
میدونید. . . یجورایی زیاد دلبر بود و میترسیدن وقتی به دامش افتادن دیگه نتونن فرار کنن.
آهی کشیدم و از جام بلند شدم اما با باز شدن در ورودی نگاهم رو به سمت مشتری تنهایی که به تازگی وارد شده بود نشونه رفتم.
قد بلند. . . شونه های پهن. . . لباس های مارک دار. . . و ماسک!!
وقتی کسی اینجا ماسک میزد دو حالت داشت یا آیدل بود و یا میخواست
ادای آیدل ها رو دربیاره.
البته کسایی هم هستن که وقتی مریضن از ماسک استفاده میکنن اما خب,
زیاد مهم نیستن.
خواستم قدمی جلو برم و خوش آمد بگم اما سر جام خشک شدم.
چون تازه ذهن خستم داشت اون هیکل رو با تصاویر سیو شده تو مغزم
تطابق میداد.
و این باور نکردنی بود
دیدگاه ها (۷)

P13#کامل‌و‌ناقص کیم تهیونگ با پای خودش اومده بود پیش من؟ خی...

-چرا اونو دوست داری؟چرا دوسش دارم ؟ چون دلیل وجودمه ، دلیل ت...

P11#کامل‌و‌ناقص پیرمرد بدون اینکه به یرین نگاه کنه زیر لب با...

P10#کامل‌و‌ناقص فشار کمی به شونه هاش وارد کرد و بعد با لب زد...

P8#کامل‌و‌ناقص برای بار هزارم صفحه گوشیم روشن شد و پیامی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط