به وقت سناریو

به وقت سناریو
(وقتی موهاشون رو ناز میکنی ( به عنوان خواهر کوچیکترشون ))
نامجون: ادامه بده لطفا دوسش دارم
________________
جین: درسته مث من هندسام نیستی ولی تو این کار خیلی هندسامی
________________
یونگی: دستات برعکس من خیلی گرمه و به عنوان یک گوله برف این گرما رو قبول میکنم
________________
جیهوپ: واااااااای خدایا یه سانشاین دیگه پیدا کردم
________________
جیمین: از یه موچی بعید بود ناز کردن موتا داداشش
ا.ت: ناراحتی برم
جیمین: من سکوت میکنم
________________
تهیونگ: چقدر با دستات ارامش پیدا کردم
________________
جونگ کوک: قربون دستت یه شیر موز هم بیار
________________
دیدگاه ها (۴)

★彡   Part 26 彡★ وارد اتاقم که شدیم، با گرمای شدید مواجه شدم....

سناریو bts(وقتی گردنشو میبوسی)«نامجون: اوممم عاشقتم تو خیلی ...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو میکا_____چشمم رفت...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

Little Angelp1*سعی کردن ازدواج اجباری و برده رو جا بدم تو یه...

رمان: رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط