شهریور عاشق انار بود

شهریور عاشق انار بود
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد
اخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا !
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است
اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد
نه شهریور به انار میرسید
و نه انار میتوانست شهریور را ببیند
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است
سرخ از داغی و تندی عشق
و قرن هاست شهریور بوی پائیز می دهد....
دیدگاه ها (۳)

انسان های بزرگ هیچگاه به کوچکی فردایشان نگاه بزرگ نمیکنند چو...

مورد داشتیم دختره تو امتحان رانندگی میخواسته دنده عقب بره،به...

ما یه رفیق داریم با وانت بادمجون میفروشهپیشش وایستاده بودم د...

ﻣﻈﻠﻮﻡ ﮐﻴﺴﺖ؟؟؟?ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻣﻨﻪ ﺑﺪﺑﺨﺘﻢ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺻﺤﻨﻪ ﺑﻮﺱ وسط فیلمای ماه...

عشق در نزدیکی قصر

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت شش...

پارت ۱۵کاکاشی که انتظارش را نداشت، شانه هایش یک لحظه لرزید.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط