امروز آدمین خوبی شدم میخوام تا پارت بزارم الان تا پار
امروز آدمین خوبی شدم میخوام ۶ تا پارت بزارم الان ۳ تا پارت رو میزارم اگر میخواین ۳ تا پارت دیگه هم میزارم
پارت ۱۸
که یهو ....
ویو آدمین
که ا/ت سریع سرم دستش رو میکنه و با سرعت به سمت در میدوه تا بره پیش تهیونگ که ببینه حالش خوبه یا نه با سرعت به سمت بوفه داشت میرفت که ته مین جلوش ظاهر شد با یک نگاه ترسناک و نیشخند چندشش
ا/ت: ت..تو...این....اینجا....چ..چی می...میخوای؟(لکنت و ترس)
ته مین: از دست من فرار میکنی؟ اومدم حسابت و برسم مگه من بهت توضیح ندادم؟ چرا برخلاف کارم رفتی؟ حالا جوابش و باید بدی کوچولو(خم شد تو صورت ا/ت)
ا/ت: گ..گم....شو
جیهوپ: ا/تتتتتتتت(داد)
ا/ت: اوپااا(گریه) این..این...منو...زد(به ته مین اشاره میکنه)
همه ی اعضا اومدن به جز تهیونگ که بوفه بود
نامجون: ته مین و میگی؟
جین: نه بابا دروغ نگو ا/ت
جیمین: ته مین بهترین دوستمونه
کوک: آره راستی چطوری رفیق؟
ته مین :خوبم راستی این دختره کیه من که کاریش نکردم
ا/ت: دروغ گو تو الان داشتی منو تحدید میکردی میگفتی چون به حرف گوش نکردم جواب گو باشم میخواستی منو بزنی توخیلی دروغ گویی آشغال تو توی مدرسه دنبالم بودی گفتی سمت اعضا نرو از طرف کای و سوهیون اومدی..........(گریه که یهو گریش با ضربه ی بدی که تهیونگ تو دهن ا/ت زد ساکت شد)
تهیونگ: بهت خیلی بها دادیم نه؟ خجالت نمیکشی بین ما اختلاف میندازی؟ گم شو از جلو چشمم پرو شدی واسه خودت (بازوی ا/ت رو میگره و از اونجا پرتش میکنه بیرون تو خیابون )
تهیونگ: گم شووو(عربده)
ا/ت: ت...تهیونگ....من(گریه و لکنت)
تهیونگ : میری یا ببرمت قبرستون(رفت داخل بیمارستان
ویو ا/ت
آخه مگه چیکارشون کردم؟ گناه بود که عاشقت بشم عوضی؟؟ آره عاشقت شدم تهیونگ ولی با رفتاری که کردی تمام عشقم بهت نابود شد نابود
رفتم سمت خونه و فقط گریه میکردم شیشه ی پنجره اتاقم شکسته بود روزی که کای منو دزدیده بود
خونه رو مرتب کردم و رفتم تو یخچال غذا درست کنم ولی یخچال خالی بود ای بابا حاضر شدم و رفتم بیرون که رستوران شام بخورم
که......
پارت ۱۸
که یهو ....
ویو آدمین
که ا/ت سریع سرم دستش رو میکنه و با سرعت به سمت در میدوه تا بره پیش تهیونگ که ببینه حالش خوبه یا نه با سرعت به سمت بوفه داشت میرفت که ته مین جلوش ظاهر شد با یک نگاه ترسناک و نیشخند چندشش
ا/ت: ت..تو...این....اینجا....چ..چی می...میخوای؟(لکنت و ترس)
ته مین: از دست من فرار میکنی؟ اومدم حسابت و برسم مگه من بهت توضیح ندادم؟ چرا برخلاف کارم رفتی؟ حالا جوابش و باید بدی کوچولو(خم شد تو صورت ا/ت)
ا/ت: گ..گم....شو
جیهوپ: ا/تتتتتتتت(داد)
ا/ت: اوپااا(گریه) این..این...منو...زد(به ته مین اشاره میکنه)
همه ی اعضا اومدن به جز تهیونگ که بوفه بود
نامجون: ته مین و میگی؟
جین: نه بابا دروغ نگو ا/ت
جیمین: ته مین بهترین دوستمونه
کوک: آره راستی چطوری رفیق؟
ته مین :خوبم راستی این دختره کیه من که کاریش نکردم
ا/ت: دروغ گو تو الان داشتی منو تحدید میکردی میگفتی چون به حرف گوش نکردم جواب گو باشم میخواستی منو بزنی توخیلی دروغ گویی آشغال تو توی مدرسه دنبالم بودی گفتی سمت اعضا نرو از طرف کای و سوهیون اومدی..........(گریه که یهو گریش با ضربه ی بدی که تهیونگ تو دهن ا/ت زد ساکت شد)
تهیونگ: بهت خیلی بها دادیم نه؟ خجالت نمیکشی بین ما اختلاف میندازی؟ گم شو از جلو چشمم پرو شدی واسه خودت (بازوی ا/ت رو میگره و از اونجا پرتش میکنه بیرون تو خیابون )
تهیونگ: گم شووو(عربده)
ا/ت: ت...تهیونگ....من(گریه و لکنت)
تهیونگ : میری یا ببرمت قبرستون(رفت داخل بیمارستان
ویو ا/ت
آخه مگه چیکارشون کردم؟ گناه بود که عاشقت بشم عوضی؟؟ آره عاشقت شدم تهیونگ ولی با رفتاری که کردی تمام عشقم بهت نابود شد نابود
رفتم سمت خونه و فقط گریه میکردم شیشه ی پنجره اتاقم شکسته بود روزی که کای منو دزدیده بود
خونه رو مرتب کردم و رفتم تو یخچال غذا درست کنم ولی یخچال خالی بود ای بابا حاضر شدم و رفتم بیرون که رستوران شام بخورم
که......
- ۱۰.۰k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط