یاد باد آنکه ز چشم خوش و لعل لب تو

یاد باد آنکه ز چشم خوش و لعل لب تو
نقل مجلس همه بادام و شکر بود مرا

یاد باد آنکه ز روی تو و عکس می ناب
دیده پر شعشعهٔ شمس و قمر بود مرا


"خواجوی_کرمانی" #طبیعت
دیدگاه ها (۲)

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستعقل...

من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سالکی ترک آبخورد کند طبع خوگرمگ...

عشقت به دلم درآمد و شاد برفتباز آمد و رخت خویش بنهاد برفتگفت...

دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتابنازکتر از گل تر و خوشبوتر از...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آر...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط