یه روزی‌ام بهش گفتیم دلبر نری آ ...

یه روزی‌ام بهش گفتیم دلبر نری آ ...
خندید گفت :
برم، دستای خودم بلاتکلیف میشن؛
کجا برم ...؟
این روزا فقط نگرانِ دستای بلاتکلیفتم دلبر...
دیدگاه ها (۱)

عزیزی می گفت :جای گیاهِ بامبو را که عوض کنیدیگر رشد نمی کند؛...

‏دایناسورها دستشون کوتاه بوده ,نمی‌تونستن همو بغل کنن، ما آد...

‏چقد زنگ زدم خونه تون و چقد بجای تو بابات برداشت ...#نوستالژ...

از یک به صد ...از صد به یک ...تمامِ گوسفندهای مراتع تالشتک ت...

مایکی یاندره پارت ۱

پارت پنجم-----------------------------ا/ت:اوکی...فلش بک به ۳...

#p۳۱:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارهصبح شده بود و جونگ کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط