هرزه ی حکومتی پارت
هرزه ی حکومتی پارت ۱۳
کوک : ات قرار نیس اینجا کار کنی
ات : چرا آقای جئون
کوک : چون باید ببرمت تو باندمون
ات : آها باشه
کوک : فقط برو پرونده هارو از رو میزه تو اتاقم بیار
ات : چشم رئیس
ویو ات
رفتم بالا و رفتم تو اتاق و پرونده هارو برداشتم
که یه دختره که میخورد اونجا کار کنه جلوم سبز شد(ببخشید جلوم بنفش شد😂)
دختره : میگم که میشه اینو بدین به آقای جئون؟ . لوس و پیکمی
ات : این چی هست؟
دختره : این شماره ی منه میشه بدی به آقای جئون
نمیدونم چرا یهو انقدر عصبانی شدم وای رگ غیرتم زده بیرون
ات : چرا خودت اینکارو نمیکنی . سرد و جدی
دختره : آخه شما رو دیدم که دستیارش شدی خواستم شما بهش بدی
ازش و گرفتم و پارش کردم
ات : سیشتیر (عه بچه زشته😂)
بعد اومدم و داشتم از پله ها میامدم پایین
دختره : هیییی دختره ی هرزه . بلند و لوس
که توجه کوک یهو اینجا جمع شد
ویو کوک
نمیدونم ولی وقتی اون دختره به ات گفت هرزه خیلی عصبی شدم
کوک : هرزه خودتی عنتر..تو اخراجی . سرد و خشن
دختره : اما ددییی . لوسسس
کوک : چییییییی؟؟ . عصبی و داد
همون لحظه دیدم ات رفت و یه سیلی محکم بهش زد که افتاد زمین
بعد اومد پایین پیش من
ات : بریم رئیس
کوک : بریم . لبخند
ات : هوم
رفتیم تو ماشین و رفتیم باند
ویو تو باند
ات : رفتم و کارای کامپیوتری و انجام میدادم
کنجکاو بودم بدونم توی اون اتاق که کوک گفت ممنوعه چیه
همینطور تو فکر بودم که...
لایک یادت نره کوشولو🎀💖
کوک : ات قرار نیس اینجا کار کنی
ات : چرا آقای جئون
کوک : چون باید ببرمت تو باندمون
ات : آها باشه
کوک : فقط برو پرونده هارو از رو میزه تو اتاقم بیار
ات : چشم رئیس
ویو ات
رفتم بالا و رفتم تو اتاق و پرونده هارو برداشتم
که یه دختره که میخورد اونجا کار کنه جلوم سبز شد(ببخشید جلوم بنفش شد😂)
دختره : میگم که میشه اینو بدین به آقای جئون؟ . لوس و پیکمی
ات : این چی هست؟
دختره : این شماره ی منه میشه بدی به آقای جئون
نمیدونم چرا یهو انقدر عصبانی شدم وای رگ غیرتم زده بیرون
ات : چرا خودت اینکارو نمیکنی . سرد و جدی
دختره : آخه شما رو دیدم که دستیارش شدی خواستم شما بهش بدی
ازش و گرفتم و پارش کردم
ات : سیشتیر (عه بچه زشته😂)
بعد اومدم و داشتم از پله ها میامدم پایین
دختره : هیییی دختره ی هرزه . بلند و لوس
که توجه کوک یهو اینجا جمع شد
ویو کوک
نمیدونم ولی وقتی اون دختره به ات گفت هرزه خیلی عصبی شدم
کوک : هرزه خودتی عنتر..تو اخراجی . سرد و خشن
دختره : اما ددییی . لوسسس
کوک : چییییییی؟؟ . عصبی و داد
همون لحظه دیدم ات رفت و یه سیلی محکم بهش زد که افتاد زمین
بعد اومد پایین پیش من
ات : بریم رئیس
کوک : بریم . لبخند
ات : هوم
رفتیم تو ماشین و رفتیم باند
ویو تو باند
ات : رفتم و کارای کامپیوتری و انجام میدادم
کنجکاو بودم بدونم توی اون اتاق که کوک گفت ممنوعه چیه
همینطور تو فکر بودم که...
لایک یادت نره کوشولو🎀💖
- ۳۹.۹k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط