بنام مادرمینویسم به عشق مادر

✍ "بنام مادر"..مینویسم به عشق مادر،،،

پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد...!
داغ دید از من و تبخیر شد و حرف نزد...!

شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب.!
شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد.!

غصه میخورد که من حال خرابی دارم...!
از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد!

وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند!
خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد!

صورت پر شده از چین و چروکش یعنی!
مادرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد

درود بر مادران ایران زمین
روز زن مبارک
دیدگاه ها (۲۳)

دلفروشی مست هستم، قلب صادق می خری ؟خسته از عشقم،بگو این قلب ...

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو حیف که مانده پیش من، خ...

مادر ، خودش هم که نباشد ، مادری اش را برای تو می گذارد .. عش...

یک شاخه گل کوچک مریم طلب منصد تا طلب توست یکی هم طلب منبگذار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط