می مانی بینِ ماندن و رفتن

می مانی بینِ ماندن و رفتن
اِنگار تو را به غل و زنجیر بسته اند
درونت چه بی تلاطم است و چنان میخکوب شده ای که گویا دست سرنوشت هر آنچه برای تو رقم زد ، سر تعظیم برایش فرود خواهی آورد.
چنان حس بلا تکلیفی درونت رسوخ کرده است که حتی دیگر دستان پِتروس هم تو را از این حس ویران گر نجات نخواهد داد.
سرگشته و درمانده ، خیابان ها را گَز می کنی
آرام و قرار نداری
به خودت می آیی
انگار از سکون فراری شده ای ...
می روی و می روی و با خودت چه حرف ها که نمی زنی
و در نهایت خسته تر و دل زده تر به اتاق تنهایی ات باز می گردی
و به خودت می گویی امشب هم مثل دیشب !
و چه حس غریبی است سرگردانی
دیدگاه ها (۱)

نیستشنمی دونم کجاست !چه می کنه !ولی می دونم که ندارمشهیچوقت ...

دو نفره سیگار کشیدنمان دیدنی بود تو انسو من اینسو یک کام تو ...

باران در سئول همیشه بوی خاصی داشت؛ ترکیبی از خاک خیس و خنکای...

بررسی موزیک ویدیو Merry Go Round

چندپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط