we
we
Part 19
آنیا: داداشی قراره بری بیرون؟
نیک: اره عزیزم با آنا میریم ناهار
آنیا: میشه منم بیام؟
آنا: نه! عا..منظورم اینکه ما قصد داریم دوتایی بریم
نیک: به نظر من که مشکلی نیست
آنیا:خواهر جدیدم و دوستشم باید بیان
مایا و هانا: چیی؟
ویلیام: به نظر من که عالیه
لیرا: معلومه که میان *چشم غره به مایا)
نیک:هانا میای یا نه
هانا: باشه میام
آنا:عالی شد
*تو ماشین*
مایا: من پشت سر نیک که رانندگی میکرد نشسته بودم و هانا هم پشت سر آنایی که داشت آرایش غلیظ میکرد
و آنیا هم بین من وهانا نشسته بود که یهو سرشو نزدیک گوش نیک کرد
آنیا: داداشی اسم آبجی مون چیع
نیک: چرا از خودش نمیپرسی..اسمش مایاس
آنیا:چه اسم خوشگلیه
مایا: اسم خودت بانمک تره که..بهتم میاد
آنیا: مرسی *سرمو نزدیک گوش مایا کردم* خوشگل هم هستی
مایا: تو هم خوشگلی عسلم
آنا: آنیا من چی منم خوشگلم
آنیا: تو که قیافت معلوم نیست
*همه غیر از آنا زدن زیر خنده آنا از خجالت دیگه چیزی نگفت*
نیک: کارت بد بود آنیا
آنیا: من راستش رو گفتم خبب
آنا: اشکالی نداره
هانا: من چی منم خوشگلم؟
آنیا: سر تکون دادن*
آنا: پس من خوشگل نیستم؟!
آنیا:'این قیافه خودت نیستش که پاکش کن بگم
آنا: نمیشه
آنیا: پس هیچی دیگه
نیک: بس کنید رسیدیم
*رستوران*
مایا
وقتی سفارش هامونو دادیم
من و آنیا و هانا باهم حرف میزدیم
آنا و نیک هم از مسابقه امشب
هانا و آنیا رو تنها گذاشتم و رفتم سمت آنا و نیک نشستم و گفتم
مایا: منم مسابقه شرکت میکنم
آنا و نیک: چیی
مایا: همین که گفتم
آنا: راننده زن؟! امکان نداره
نیک: نمیشه
مایا: شما چیکار دارین فقط اسم منو بزارین
نیک: نمیزارم تو همچین جای خطرناکی وارد بشی
مایا: کسی اجازه تورو نخواسته آنا همین که گفتم یک کاری نکن خودم سایت رو پیدا کنم
آنا: باشع باشه *ثبت کردن اسم مایا تو شرکت کنندگان* مگه بلدی دختر؟!
مایا: اونش دیگه به شما ربطی نداره
Part 19
آنیا: داداشی قراره بری بیرون؟
نیک: اره عزیزم با آنا میریم ناهار
آنیا: میشه منم بیام؟
آنا: نه! عا..منظورم اینکه ما قصد داریم دوتایی بریم
نیک: به نظر من که مشکلی نیست
آنیا:خواهر جدیدم و دوستشم باید بیان
مایا و هانا: چیی؟
ویلیام: به نظر من که عالیه
لیرا: معلومه که میان *چشم غره به مایا)
نیک:هانا میای یا نه
هانا: باشه میام
آنا:عالی شد
*تو ماشین*
مایا: من پشت سر نیک که رانندگی میکرد نشسته بودم و هانا هم پشت سر آنایی که داشت آرایش غلیظ میکرد
و آنیا هم بین من وهانا نشسته بود که یهو سرشو نزدیک گوش نیک کرد
آنیا: داداشی اسم آبجی مون چیع
نیک: چرا از خودش نمیپرسی..اسمش مایاس
آنیا:چه اسم خوشگلیه
مایا: اسم خودت بانمک تره که..بهتم میاد
آنیا: مرسی *سرمو نزدیک گوش مایا کردم* خوشگل هم هستی
مایا: تو هم خوشگلی عسلم
آنا: آنیا من چی منم خوشگلم
آنیا: تو که قیافت معلوم نیست
*همه غیر از آنا زدن زیر خنده آنا از خجالت دیگه چیزی نگفت*
نیک: کارت بد بود آنیا
آنیا: من راستش رو گفتم خبب
آنا: اشکالی نداره
هانا: من چی منم خوشگلم؟
آنیا: سر تکون دادن*
آنا: پس من خوشگل نیستم؟!
آنیا:'این قیافه خودت نیستش که پاکش کن بگم
آنا: نمیشه
آنیا: پس هیچی دیگه
نیک: بس کنید رسیدیم
*رستوران*
مایا
وقتی سفارش هامونو دادیم
من و آنیا و هانا باهم حرف میزدیم
آنا و نیک هم از مسابقه امشب
هانا و آنیا رو تنها گذاشتم و رفتم سمت آنا و نیک نشستم و گفتم
مایا: منم مسابقه شرکت میکنم
آنا و نیک: چیی
مایا: همین که گفتم
آنا: راننده زن؟! امکان نداره
نیک: نمیشه
مایا: شما چیکار دارین فقط اسم منو بزارین
نیک: نمیزارم تو همچین جای خطرناکی وارد بشی
مایا: کسی اجازه تورو نخواسته آنا همین که گفتم یک کاری نکن خودم سایت رو پیدا کنم
آنا: باشع باشه *ثبت کردن اسم مایا تو شرکت کنندگان* مگه بلدی دختر؟!
مایا: اونش دیگه به شما ربطی نداره
- ۴۱۳
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط