نازنینم...

نازنینم...
در خاطرم موندگاری
از طلوع این سرزمین
تا غروب واپسین....
بیشتر از من کسی تو رو دوست نداشت و نشناخت...
شاید روزی انکار کنی دوست داشتنم رو...
اما بدون دوست داشتنم مثل هوا,ساکت ولی همیشه در اطراف توست...
پس دلت قرص.....
چشمانت براق...
لبانت تشنه.....
نگاهت ب انتظار دیدارمان باشد....
دیدگاه ها (۱)

آغوشت همانند"جنگ ویتنام"است هر که رفت بازنگشت یااگرآمد دیوان...

باز هوای عاشقانه ات به سراغم آمده استدیروز به تمام دوستت دار...

ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﻧﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ!ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ!ﺩﻟﯿﻞ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ...

باتوام عشقماے خداےبتکدہ ےقلبمای تنہاتندیس ماندہ درسنگ دلمقلب...

پارت ۲۰صدای خرچ خرچ شاخه ها زیر چکمه های ساکورا توی جنگل ساک...

سفیر کبیر Grand Ambassador

#اخرین_پیچ#پارت28« تب، دردسر و اعتراف‌هایی که کسی نمی‌خواد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط