غم پشت لبخند

غم پشت لبخند
پارت ۲۲
وقتی رسیدم دم در رستوران هان رو با یه دسته گل دیدم
هان: درود خوبی؟
سوجین: اره ممنون(خجالت)
سوجین: تو خوبی؟
هان: اره ممنون...
بعد از قرار.......
.
.
.
.
ویو فردا:
ا.ت: هیونجین دیشب برام نوبت روانشناس گرفته بود باند شدم حاضر شدم و با هیونجین رفتیم سمت دفتر روانشناسه.
ویو توی اتاق:
روانشناس: خب آقای هوانگ اگر میشه شما بیرون منتظر خانم باشید تا تشریف بیارند.
هیونجین: حتما..(تعظیم کوتاه)
روانشناس: خب شما توی نوجوونی تجربه به تلخی داشتین؟؟؟
ا.ت: بله راستش انقدر زیاد بود که داخل ۱۳ سالگی خودکشی کرده و ناموفق بود...
روانشناس: چقدر دردناک...
(بعد از ۳۰ دقیقه صحبت)
ویو هیونجین: وقتی صداشونو از پشت در شنیدم باورم نمیشد ا.ت انقدر گذشته ی بدی داشته باشه...
ادامه پارت بعد فداتون بشم
#mahoor
دیدگاه ها (۰)

از این به بعد هرشب غم پشت لبخند داریم.

غم پشت لبخند پارت ۲۱هیونجین: پیش روانشناس رفتی؟؟؟ا.ت: می‌خوا...

غم پشت لبخند:پارت ۷ویو چان: وقتی ا.ت اون حرفو زد تو فکر رفتم...

غم پشت لبخند پارت ۱۳ ویو شب:ویو ا.ت: آماده شدم تا با سوجین و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط