انتقام خونین
انتقام خونین
پارت21
رومینا:پرندم خیلی دوسش داشتم رفت پرواز کرد
نازنین:هعی رومینا بس کن
رومینا:فک کردین من مستم ها نه نیستم(اشکاشو پاک کرد)خب بلند شید بریم خونه کاردارم
وی:به این زودی
رومینا:نمیاید خودم میرم
کوک:باشه بریم
فلش بک به خونه ساعت ۸
رومینا:من برم جایی کاردارم زود میام البته شاید
آرام:باشه
رومینا:دارم میرم به کسی نگو..................(حواستون به جای خالی باشه)
آرام:اوکی
بعد از رفتن رومینا
نازنین:کوک رومینا میدونی کجاس
کوک:نیستش
نازنین:از کجا میدونی نیست
کوک:چون می خواستم برام شیرموز بگیره پیداش نکردم
نازنین:اها
فلش بک ساعت ۱۰
رومینا:من آمده ام
یونگی:کجابودی(سرد،عصبی،اندکی داد)
رومینا:من رفتم جایی آنجلو هم پیشم بود
جیمین:خب کجا رفتی
رومینا:منو آنجلو رفتیم سه نفری برگشتیم
وی:چییی(تعجب زیاد)
رومینا:بیچاره منح~رف
رومینا:من با خودم.............. رو آوردم
آرام:جدی ببینمش(بغض)
(خب الان میگم رومینا رفته بود کجا رفته بود دنبال دخترخالش)
شخصیت جدید داریم
هلیا دختر خالهی رومینا خواهر آرام چند ماه از رومینا کوچیکه تره وهم بازی بچگی های نازنین رومینا هستش
علامت هلیا#
رومینا:هلیا بیا بیرون
#سلام داداشی(بغض)
آرام:ابجی جونم(بغل و گریه)
#ععع داداشی من نباید گریه کنه
رومینا:خب خب بسه دیگه..... پسر خاله خواهرت برعکس توهست وقتی دزدیدمش نمی دونی چیکار کرد
#خب حالا دختر خاله ببخشید
آرام:خیلی دلم برات تنگ شده بودش
#هوم من بیشتر
رومینا هم اینا رو به همدیگه معرفی کرد که کوک گفت
کوک:خب بچه ها برید بخوابید
#من کجابخوابم
رومینا :اتاق مهمان کثیفه فردا میگم برات تمیز کنن
وی :امممم....اسمت چی بود
#هلیا
نازنین:میگم حالا که هلیا پیش تو میخوابه منم پیش تومی خوابم
کوک:نه
نازنین:اعععععععع ببین کوک منو اعصبانی نکن
کوک:باشه
(پسرا رفتن توی اتاقشون)
رومینا:ایییی من برم دستشویی
نازنین:ببین هلیا من الان برات لباس خواب مسواک ویزای بهداشتی میارم
#باشع(پیکمی)
رومینا:اخیش تمیز شدم(صورتشم تمیز کرده و............)
#دستشویی رفتن رومیگی(مثل دخترای پیکمی)
رومینا:خیلی داری پررو میشی هااااا
نازنین:اره
#ایش(آروم) خب من وری تخت می خوابم دیگه
نازنین:اونوقت ما کجا
#روی زمین
رومینا:(جیغغغغغغغ)
پارت21
رومینا:پرندم خیلی دوسش داشتم رفت پرواز کرد
نازنین:هعی رومینا بس کن
رومینا:فک کردین من مستم ها نه نیستم(اشکاشو پاک کرد)خب بلند شید بریم خونه کاردارم
وی:به این زودی
رومینا:نمیاید خودم میرم
کوک:باشه بریم
فلش بک به خونه ساعت ۸
رومینا:من برم جایی کاردارم زود میام البته شاید
آرام:باشه
رومینا:دارم میرم به کسی نگو..................(حواستون به جای خالی باشه)
آرام:اوکی
بعد از رفتن رومینا
نازنین:کوک رومینا میدونی کجاس
کوک:نیستش
نازنین:از کجا میدونی نیست
کوک:چون می خواستم برام شیرموز بگیره پیداش نکردم
نازنین:اها
فلش بک ساعت ۱۰
رومینا:من آمده ام
یونگی:کجابودی(سرد،عصبی،اندکی داد)
رومینا:من رفتم جایی آنجلو هم پیشم بود
جیمین:خب کجا رفتی
رومینا:منو آنجلو رفتیم سه نفری برگشتیم
وی:چییی(تعجب زیاد)
رومینا:بیچاره منح~رف
رومینا:من با خودم.............. رو آوردم
آرام:جدی ببینمش(بغض)
(خب الان میگم رومینا رفته بود کجا رفته بود دنبال دخترخالش)
شخصیت جدید داریم
هلیا دختر خالهی رومینا خواهر آرام چند ماه از رومینا کوچیکه تره وهم بازی بچگی های نازنین رومینا هستش
علامت هلیا#
رومینا:هلیا بیا بیرون
#سلام داداشی(بغض)
آرام:ابجی جونم(بغل و گریه)
#ععع داداشی من نباید گریه کنه
رومینا:خب خب بسه دیگه..... پسر خاله خواهرت برعکس توهست وقتی دزدیدمش نمی دونی چیکار کرد
#خب حالا دختر خاله ببخشید
آرام:خیلی دلم برات تنگ شده بودش
#هوم من بیشتر
رومینا هم اینا رو به همدیگه معرفی کرد که کوک گفت
کوک:خب بچه ها برید بخوابید
#من کجابخوابم
رومینا :اتاق مهمان کثیفه فردا میگم برات تمیز کنن
وی :امممم....اسمت چی بود
#هلیا
نازنین:میگم حالا که هلیا پیش تو میخوابه منم پیش تومی خوابم
کوک:نه
نازنین:اعععععععع ببین کوک منو اعصبانی نکن
کوک:باشه
(پسرا رفتن توی اتاقشون)
رومینا:ایییی من برم دستشویی
نازنین:ببین هلیا من الان برات لباس خواب مسواک ویزای بهداشتی میارم
#باشع(پیکمی)
رومینا:اخیش تمیز شدم(صورتشم تمیز کرده و............)
#دستشویی رفتن رومیگی(مثل دخترای پیکمی)
رومینا:خیلی داری پررو میشی هااااا
نازنین:اره
#ایش(آروم) خب من وری تخت می خوابم دیگه
نازنین:اونوقت ما کجا
#روی زمین
رومینا:(جیغغغغغغغ)
- ۱۲۷
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط