عشق دردناک²

عشق دردناک²
p⁴

این بار گرم ولی عصبی

×خب ما با کسای دیگه هم باید سلام کنیم دوباره برمیگردیم

رفتیم که هنوز نگاه های کوک رو روی خودم حس میکردم

"چند مین بعد"

بعد از چند دقیقه حوصلم سر رفت که به ته گفتم میرم بیرون

تویه حیاط عمارت یه جای نشستن بود که ترسناک و خفناک بود

نشستم اونجا

دوباره بدبختیام جلوی چشمام مثل فیلمی میگذشت

_هعیی چرا دوباره دیدمش ازت متنفرم جئون

توی حال خودم بودم که دو تا دست دور کمرم حلقه شد

تا خواستم داد بزنم صدای بم و ترسناکی آرکم کنار گوشم زمزمه کرد:

+هیششش منم نترس

_...

بوسه های آرومی روی گردنم می ذاشت که بدنم مور مور میشد

با اعصبانیت پاشدم که صورت متعجبش رو دیدم

_به چه حقی بهم دست میزنی ها؟(عصبی و داد)

+ا.ت من...

_من چی جونگکوک من چی؟(عصبی تررر)

+من معذرت میخوام میشه...

_آقای جئون من دیگه میش شما برنمیگردم و نخواهم برگشت اصلا ازت متنفرم!

+تو هیچوقت اینجوری صحبت نمیکردی بی...

_منو بیبی صدا نکن!من دیگه شوهر دارم بچه دارم خونه و زندگی دارم دیگه تو هیچی برام نیستی

+فکر میکنی دست از سرت برمیدارم بیبی گرل

_...

+بدون تو هنوزم مال منی...

_خفهههه شووو
دیدگاه ها (۴)

عشق دردناک²p⁵_خفههه شووووبی تفاوت از کنارش رد شدم که داد زد:...

عشق دردناک²p³با کسی که بغلش نشسته بود خشکم زداو...اون جونگکو...

عشق دردناک²p²"ویو ا.ت"حدود ۳ سال دارم تو آمریکا با ته و دو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط