من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم بزمه هستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد
پس چرا پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم

من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست
من که میدانم اجل ناخوانده و بی دادگر
سرزده می آید و راه فراری نیست نیست
پس چرا پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم
دیدگاه ها (۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشی من سهل و ...

من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسدنوبت خاموشیِ من ، سه...

من که مي دانم شبي ، عمرم به پايان مي رسدنوبت خاموشيِ من ، سه...

من که می دانم شبی ، عمرم به پایان می رسدنوبت خاموشیِ من ، سه...

من ک میدانم شبی عمرم ب پایان میرسدنوبت خاموشی من سهل اسان مر...

...من که میدانم شبی عمرم به پایان می رسد... ...نوبت خاموشی م...

من که می دانم شبی عمرم بپایان میرسد نوبت خاموشی من سهل و آسا...

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشی من سهل و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط