رفت با مشک که آبی برساند به حرم

رفت با مشک که آبی برساند به حرم
ساقی از همه لب تشنه ترم آمد؟ نه

چند شب میگذرد نیست عمو…ای بابا
تو بگو خواب به چشمان ترم آمد؟ نه

در غریبی ز تمام تنم آتش می‌ریخت
مرحمی بر جگر شعله ورم آمد؟ نه

سنگ میخورد سرم خار به پایم،
اما هرچه فریاد نمودم پدرم آمد؟ نه
دیدگاه ها (۱)

🏴 شام‌را‌ویران‌ڪردهبا‌ناݪه‌ی‌بابا‌بیا..‌.‌.💔 #شب‌سوم #رقیه‌...

نه خار مغیلاننه سیلی نامحرمانو نه گوش بی گوشوارهکه فراق بابا...

آیا وقتش نشده دختران ایرانی یک نیم نگاهی به زنان اسطوره ایرا...

#این‌نآمه‌رو_مـجنون_‌فقط‌بـخونه|•«مِنَ الحبیب اِلی الغریـب»|...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط