𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p3۵
نگاه تهیونگ به قدری به عکس ها گره خورده بود که تا وقتی جونگکوک چیزی نگفت تقریبا هیچ توجهی به واکنشش نکرده بود.
اما ناگهان صدای جونگکوک توجه تهیونگ رو جلب کرد. تهیونگ با چشم هایی گشاد شده و چهره ای سوالی به جونگکوک خیره شد. جونگکوک درحالی که موبایلش رو به گوشش چسبانده بود با بی قراری و کلافگی دور خودش می‌چرخید. صدای بوق در سر جونگکوک اکو میشد و هر لحظه اون رو بی قرار تر از قبل میکرد، تا اینکه بالاخره صدای آشنا از پشت تلفن بلند شد.
تهیونگ قدمی نزدیک رفت و دستش رو سمت دست جونگکوک که دور موبایل قفل شده بود برد:« دیوونه شدی جئون؟ الان باید به پارک زنگ بزنی، نه به آقای مین! اون از آقای پارک دستور میگیره. »
جونگکوک برای لحظه ای موبایل رو از صورتش جدا کرد و دست دیگرش رو دور موبایل پیچید و با صدایی نه زیاد بلند و نه غیر قابل شنیدن گفت:« این اتفاقات روی مغزت تاثیر گذاشته، کیم. دیگه نمیتونی مثل قبل فکر کنی!»
بعد موبایل رو دوباره به صورتش نزدیک کرد:« هوی، این عکسا... فکر نمیکنی قبل از اینکه بهت اعتماد کامل داشته باشیم خیانت کردی؟ »
صدای آقای مین تقریبا بی تفاوت بود:« از چی حرف میزنی جئون؟»
چشم های جونگکوک برای لحظه ای کشیده تر از قبل شدن. شفافیت نگاهش از بین رفت:« طوری رفتار نکن انگار نمیدونی. حس شیشمم قویه، از همون اول بهت حس خوبی نداشتم. »
صدای قهقهه های نامنظم و آزاردهنده ی آقای مین بلند شد:« پس شاید دسته کمت گرفته بودم جئون. عکس های اتفاقی طبیعی تر به نظر میان. من به شیوه ی خودم پیش میرم. »
جونگکوک قدم بلندی به طرفی دیگر برداشت. درحالی که دندان‌هاش رو به هم می سایید گفت:« شیوه‌ات به یه ورم! اینجا حریم شخصیِ من و کیم مهم تره. »
آقای مین که انتظار همچین جوابی رو داشت بی درنگ گفت:« طبیعی بودن عکس ها از حریم شخصیتون برام مهم تره. شغل من مراقبت از حریم شخصیتون نیست. »
جونگکوک به آقای پارک اجازه ی ادامه دادن نداد:« هه.. خوشت میاد منم از تو و زنت مواقع خصوصی عکس بگیرم و پخش کنم؟»
آقای پارک که از پشت تلفن با ناخن هاش بازی میکرد گفت:« من معروف نیستم که عکسات غوغا کنه! اما اگر دلتو خوش میکنه، هرکاری میخوای بکن جئون.»
جونگکوک دست هاش رو مشت کرد، اما بعد چشم هاش رو طوری که انگار بلاخره برگ برنده ای پیدا کرده باشه باز کرد:« لازم نیست حتما معروف باشی که عکسات غوغا کنن، مین. پس بی صبرانه منتظره قیافتم وقتی عکس خودت و زنت رو روی تخت توی اینستگرام میبینی!»
آقای مین تک خنده ای کرد:« من که زن ندارم. اما راه حل خوبی برای خلاص شدن از دعوای مرغ عشقای عاشق بود، نه؟» (اشاره به چند پارت قبل، وقتی موقع بحث جونگکوک و تهیونگ آقای مین گفت با همسرش زیاد بحث میکنه اما همو دوست دارن.)

شرایط:
۱۲۰ لایک ۱۰۰ کامنت (نرسه نمیذارم) ۳۵ بازنشر
دیدگاه ها (۳۲)

آماده شیم بریم بیرون؟ می‌دونم خیلی بی محتواعه الکی از خودم ...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩 آسفــالــت ســرخ جونگکوک با دستی به کمر و دستی...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p4با باز کردن در با دو چهر...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p27تهیونگ نیشخندی زد. با ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط