چند ماهی گذشت و چند باری اومد ب کافع بیشترش تنها میومد و
چند ماهی گذشت و چند باری اومد ب کافع بیشترش تنها میومد و ی دو س باری با دوستاش اومد و من باز شیفتمو تحویل دادم ب میزش ک نزدیک شدم صدا شو صاف کرد و گفت
اشکان:ببخشید میشع چند دقیقه وقتتون رو بگیرم
اون روز برعکس عصبی بودم و دلم ی دعوای حسابی میخاست با اخم وایستام برگشتم سمت میزش
من:شفتمو تحویل دادم آقا گارسون رو صدا بزنید
اشکان:ن من با خودتون کار داشتم سفارش نمیخام بدم
من:درمورده؟!
اشکان:چجوری بگم ..درمورد خودتونه .. ای بابا شما بشنین دوستم باهاتون حرف بزنم
من:من هیچ صنمی ن با شما دارم ن دوستتون
میلاد:ببخشید دعوا ک نداریم حرف اصلیه داداشم با شما داره لطف میکنید بشینید
مهرداد:سارا بشین لطفا
با صداش حس عجیبی بهم دست داد اسممو از کجا میدونه با تعجب زیاد نشستم دقیقا رو ب روش بودم خیلی جدی نشسته بود دست ب سینه شد بغض عجیبی گرفته بود منو ولم نمیکرد
من:منی ک شماها رو نمیشناسم برعکس شما منو میشناسید اول بگو کی هستی و از کجا اسم منو میدونی و بعدش بگو چی میخایی ازم
مهرداد:حق میدم طلب کارانه باهام حرف بزنی مهردادم برادرت فک نکن خودتو بزنی ب اون راه دست ازت میکشم فکر کردی اون خانواده ات با سیمکارت عوض کردن و محدود کردن راه من ب تو دیگ پیدات نمیکنم
من و اشکان و میلاد از حرفای مهرداد توی شوک رفته بودیم و نمیدونستیم چی بگیم و چیکار کنیم
من:من نمیشناسم شما رو این چرت و پرتا چیه ک ب هم میدوزی
...
اشکان:ببخشید میشع چند دقیقه وقتتون رو بگیرم
اون روز برعکس عصبی بودم و دلم ی دعوای حسابی میخاست با اخم وایستام برگشتم سمت میزش
من:شفتمو تحویل دادم آقا گارسون رو صدا بزنید
اشکان:ن من با خودتون کار داشتم سفارش نمیخام بدم
من:درمورده؟!
اشکان:چجوری بگم ..درمورد خودتونه .. ای بابا شما بشنین دوستم باهاتون حرف بزنم
من:من هیچ صنمی ن با شما دارم ن دوستتون
میلاد:ببخشید دعوا ک نداریم حرف اصلیه داداشم با شما داره لطف میکنید بشینید
مهرداد:سارا بشین لطفا
با صداش حس عجیبی بهم دست داد اسممو از کجا میدونه با تعجب زیاد نشستم دقیقا رو ب روش بودم خیلی جدی نشسته بود دست ب سینه شد بغض عجیبی گرفته بود منو ولم نمیکرد
من:منی ک شماها رو نمیشناسم برعکس شما منو میشناسید اول بگو کی هستی و از کجا اسم منو میدونی و بعدش بگو چی میخایی ازم
مهرداد:حق میدم طلب کارانه باهام حرف بزنی مهردادم برادرت فک نکن خودتو بزنی ب اون راه دست ازت میکشم فکر کردی اون خانواده ات با سیمکارت عوض کردن و محدود کردن راه من ب تو دیگ پیدات نمیکنم
من و اشکان و میلاد از حرفای مهرداد توی شوک رفته بودیم و نمیدونستیم چی بگیم و چیکار کنیم
من:من نمیشناسم شما رو این چرت و پرتا چیه ک ب هم میدوزی
...
- ۱۹۷
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط