ا.ت : با....(زنگ در اتاق خورد)

ا.ت : با....(زنگ در اتاق خورد)
نامجون: وایسا ببینم کیه
ا.ت: کیه نامجون
تهیونگ : سلام
نامجون: عه تهیونگ
تهیونگ: دیشب چیکار میکردین
ا.ت: سننه
تهیونگ: البته نامجون همه چیزو بهم گفته
که تو مال خودش شدی
ا.ت: نامجون
نامجون: نامجون نه ددی
ا.ت: جلو تهیونگ خجالت بکش
تهیونگ : من میرم
تهیونگ رفت خواستم پاشم که نامجون دستمو گرفت
نامجون: بشین
ا.ت: بیا بریم یه چیز بخوریم
نامجون: من قبلش یچیز دیگه میخام بخورم
ا.ت: خو چی
نامجون: بشین رو پام میفهمی
ا.ت: ب باشه
نشستم رو پاش صورتمو به صورتش نزدیک کرد و لبمو بوسید میخواستم برم که کمرم و محکم گرفته بود تکون میخوردم که با ناخنش کمرم و فشار داد تا آروم باشم و تکون نخورم میدونستم اگر کاره دیگه ای کنم بد تر میشه برای همین منم همراهیش کردم که بعد چند ثانیه ولم کرد
نامجون: هوم لبات خیلی نرم هستن
ا.ت: م مرسی حالا بیا یچیز بخوریم
نامجون: باشه بریم
دیدگاه ها (۰)

بعد از اینکه یچیزی خوردیم معلم گفت امروز میتونیم هرجا که خوا...

لباسی که ا.ت برای پارتی پوشیده بود

اتاقی که نامجون و ا.ت تو اونجا میخوابیدن

فردا صبح خواستم پاشم ‌که یاد دیشب افتادمشب من از شدت درد بیه...

سناریو:وقتی ا/ت مریض شده و هیچی نمیخوره نامجون: ا/ت بیا بخور...

پارت ۱۶: عمو های من مافیان

چند پارتی از نامجون (درخواستی)پارت ⁴)پرش زمانی به آخر هفته)ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط