سوز اسفند و

سوز اسفند و
غروب و این دل بارانی
اشک نمناک و غریبی
بعد هر ویرانی
تا به خود آمدم
از یاد تو بیدار شدم
تو نبودی و
بر یاد تو آوار شدم.................. #شهزاد
دیدگاه ها (۱)

من همان هیچم وآن هیچ همه من...............#شهزاد

چشم دل باز کن و از عقل یاری بطلب که همین لحظه مثال همه ی عم...

رفتم از خاطره ها عشق بکارم در خودابری از اشک شومباز ببارم بر...

یا داغ شود دلاز تب تویا داغ نشانی بر شب من یا لب می رسانم ب...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط