و تو، صداقت!!!

و تو، صداقت!!!
چه کرده ای با مردم
هر بار که با تو به جمع شان می روم
با من بد می شوند
چقدر دلم می خواهد با تو باشم
نمی شود انگار
دیگر کسی قواره ات نیست
من هم نیستم
کم آورده ام
دلم می خواست بر سر دو راهیِ
این آخرین برهوت
تو پیشوای من باشی
نمی شود انگار
من را ببخش
من را ببخش صداقت!!!
که ناچارم گوشه ی این پیاده رو
رهایت کنم
شاید هنوز آدم هایی باشند در پیِ
" هیچ "
که راه شان از این بیراهه جداست
در پی "هیچ" می روند
تا خودِ آدمیت
پیدایت می کنند
برو و فراموشم نکن
که دلم می خواهد با تو باشم
حیف که نمی شود انگار
دیدگاه ها (۱)

جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد !باید کسی را داشته باش...

لطفا...دلم را ببر!هر جا خواستیهر سمت خواست!ببرش توی دل پاییز...

http://dl.pop-music.ir/music/1394/Ordibehesht/Behrad%20Shahr...

چیزی برای باختن ندارم.به یاد دارم آخرین چیزی که باختم دختری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط