بابا داشت روزنامہ میخوند

بابا داشت روزنامہ میخوند
بچہ گفت: بابا بیا بازی!
بابا ڪہ حوصلہ بازے نداشت
ے تیڪہ از روزنامہ رو ڪ نقشہ دنیابود
رو تیڪہ تیڪہ ڪرد و گفت :
فرض ڪن این  پازلهـ…! درستش ڪن!
چند دقیقہ بعد بچہ درستش ڪرد
بابا، باتعجب پرسید:
توڪہ نقشہ دنیا رو بلد نیستے چطور درستش ڪردی؟!
بچہ گفت: ادماے پشت روزنامهـ
رو  درست ڪردم …
دنیا خودش درست شد
آدماے دنیا ڪہ درست بشن
دنیا هـم درست میشہ
دیدگاه ها (۱)

سناریو دازای

حتما بادیگارد بهشون گفته بود مه اینا از اون مهمون های مهم و ...

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! باباحوصله ب...

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! بابا که حوص...

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! بابا که حوص...

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! بابا که حوص...

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! بابا که حوص...

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! بابا که حوص...

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! بابا که حوص...

بابا داشت روزنامه میخوند بچه گفت: بابا بیا بازی! بابا که حوص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط