تهیونگکنکی بود

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰⁵


تهیونگ:کِن..کی بود؟

میا اه کلافه ای کشید..کمی از ته فاصله گرفت

میا:اگر کن نبود من توی المان میمردم..در واقع اون و اوما تنها خانواده ی من بودن که تا الان داشتم.مادر و برادر..خود کن از پدر مادرش فرار کرده بود..

تهیونگ از سر حسادت اخمی شدید کرد.دوبارع به میا نزدیک شد و اون رو دیوار چسبوند.سرش رو وارد گودی گردنش کرد

تهیونگ:ای کوچولو ی ناسپاس..من تو رو از پروشگاه گرفتم و گذاشتم بفهمی پول یعنی چی..ثروت یعنی چی..تو فقط هوس دو چیزو داری..من،جونگکوک..
اما اگر بفهمم بی خبر از من با جونگکوک قول و قرارهایی دارین..

دست تهیونگ از قسمت انحنای باسنش،تا بالای ی سینه اش امتداد پیدا کرد..لگن خودش رو به لگن میا فشرد..

تهیونگ:حسش میکنی؟فک کنم دیگه به ادامه ی حرفم نیازی نباشه

با اخم خفیف روی صورتش از دستاش به عنوان اهرمی استفاده کرد تا این هیولای بزرگ رو دور کنه.

میا:کن منو از دست شما دو نفر نجات داد.وقتی توی خیابون بودم اون کمک کرد.من فقط پول داشتم و چیز دیگه ای نداشتم.اگر اون نبود...

حرف میا با بوسه ی تهیونگ قط شد...




جونگکوک:من اومدم..

در با عظمت رو پشت سرش بست و با سرو روی عرقی به سمت حموم رفت..اما موفق نشد که
از اونجا رد بشه.میا با قاب کوچیکش جلوش وایستاد و مانع رفتنش شد.

میا:کجا بودی..

دست های ظریفش رو روی سینه اش جمع کرد. اخم ضعیفی کرده بود که نشونه ی دلخوریش بود.

جونگکوک:داشتم بوکس تمرین میکردم.
میا:دروغ نگو..میدونم کجا رفتی..چرا رفتی اونجا؟

جونگکوک اهی کشید و دستش رو توی موهای خیسش فرو برد.حالا باید به این نیم وجب قد جواب پس میداد؟

جونگکوک:اره رفته بودم.مشکلی داری؟
میا:اما جونگکوک تو..خیانت کردی..
جونگکوک:ادامه نده..به چی خیانت کردم؟
میا:به من..میفهمی؟ کلی نگرانت بودیم و‌ تو با خیال راحت داشتی توی فضای فحـ. شای خودت حال میکردی..

کسی ایدی فیک ندیمه ی عمارت رو داره؟
دیدگاه ها (۱)

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰⁶دیگه نزاشت حرفشو ادامه بده.با عصبانیت و لحنی طلبکار ...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰⁷تهیونگ:تو مشکلی نداری منم ندارم..اشتباه مال اون بود....

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰⁴تهیونگ:نگران جونگکوکی؟اهی از سر بی حوصلگی کشید. موها...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹⁰³دود سیگار همه چیز رو پوشونده بود.توده هایعظیمی از دو...

black flower(p,335)

black flower(p,316)

black flower(p,297)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط