دُختری پشت یک هزار تومنی نوشته بود:

دُختری پشت یک هزار تومنی نوشته بود:
پدرم واسه همین پولی که پیش توست
مرا یک شب به دست صاحب خانه مان سپرد..
خدایا چقدر میگیری شب اول قبر قبل از اینکه تو سوال کنی من بپرسم چــــــــــــــــــــراا؟؟؟
دیدگاه ها (۱۱)

پدرم نیست ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

The Price of Beingفصل اول _ یک شروع تلخ * "part 1"ب...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط