لحظه ها همیشه خواستن که تورو بگیرن از من

لحظه ها همیشه خواستن که تورو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه جاده ی به تو رسیدن
همیشه یه چیزی بوده شوقه تو از دل ربوده
ولی یک تپش دل من از غمت جدا نبوده

یه روز چشماتو وا کنی میبینی من تموم شدم
میبینی جام چه خالیه یا رفته ام پی خودم
اگه یه روز و روزگار پیشه خودت باز بشینی
تمومه این روزا رو جلو چشمات باز میبینی

چقدر ما فاصله داریم چرا اینو نفهمیدم؟
کاش اون روزا میمردم و یه جور اینو میفهمیدم
دیگه برام نمی مونی تو چشمات اینو می خونم
چقدر دلم گرفته باز نمی دونم چی بخونم
دیدگاه ها (۱۰)

اعتیاد من بهت.

عاشقانه های شبنم

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

لالالالا نخواب سودي ندارههمون بهتر كه بشماري ستارههمون بهترك...

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

#کپشن

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹رینا گیج شد.رینا: یعنی ...

از دشمنان تا عاشقان

تکپارتی تهیونگ(مخصوص سیسیمه) وقتی یک‌روز کاملشو در اختیار ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط