نگاهت که می کنم

نگاهت که می کنم

چیزی مرا از " نداشـتـن " ها جدا می کند

با تـــو که می خـندم

قفل های این روزها باز می شوند

در تـــو که می میرم

جاودانگی ، ترانه ی مرغان خوشخوان روزگارم می شود

چه خوش اتفاقی ست

بــا تـــو بــودن

عاشقانه که صدایم می کنی

نامم دل انگیــزترین آوای دنیــا را به خود می گیرد
دیدگاه ها (۷)

بیقرار که می شوم... تمام قرارهایمان یادم می آید... محو تصو...

همه قراردادها را روی کاغذ بی جان نمی نویسند بعضی از عهد ها ...

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی ...

دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و روی...

تو مرا کشتی؛البته، اشتباه برداشت نکن، فقط تو نبودی که مرا آس...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

ارغوان شاخه همخون جدا ماندهٔ منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط