فکرِ عکس تو پُر از صحنه ی رؤیایی بود

فکرِ عکس تو پُر از صحنه ی رؤیایی بود

دمِ چشمان تو در عکس مسیحایی بود


قد برافراشته بودی که مرا دل ببری

حالت قامتِ تو حالت زیبایی بود


روی خاکِ لبِ یک جاده چنان می رفتی

جای پای تو درین عکس، عجب جای بود
 

گرچه لبخند ِ تو تلخ َست ولی باور کن

خنده ی ناز تو از دور، تماشایی بود

 

بوسه باران شده ای، دست خودم نیست گلم

دختر نازِ نگاهِ تو چه بابایی بود
دیدگاه ها (۲)

ﺗﺎ ﺁﺧﺮِ ﻋﻤﺮ ﺩﺭﮔﻴﺮِ ﻣﻦ ﺧﻮﺍهی ﺑﻮﺩ ﻭَ ﺗﻈﺎﻫﺮ میکنی ﮐﻪ نیستی... ....

نه خبر می گیری از من، نه سلامی نه جوابیفکرشو می کردی یک شب ش...

زمین شناسِ حقیری تو را رصد می کردبه تو، ستاره ی خوبم نگاه بد...

ثانیه ثانیه صدات حس آروم نفساتمثل اولین باره نمیذاره که دیوو...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟕ویو تهیونگ مستقیم به سمته اتاقه جلسه ر...

و بالاخره... معرفی میکنم: شخصیت اصلی کتابم... *نوشته ام شخصی...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ اقای جئعون تازه از ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط