اود اللیلة تضیف أحلامی فی  قلوب لا تهدأ اللیال ،

اود اللیلة تضیف أحلامی فی  قلوب لا تهدأ اللیال ،

الیله ضیافة لازالة دمووع الغربه من عیون

لن تری الهوادة فیها  فی لیالی الوحده،انا ویاک

وهذی شوراع قلبی المهجور.کتبت غزل الصمت..

هذا غزل قلبی الی أنرسم علی جدران شوارع المسکونه ..

غزل آلاامی و أمنیااتی المحروقه ..

غزل قلبی الصاامت و الحزین..انا ویااک

و هذا سماء قلبی الغائمه..سیر ببطء  وصلت لمقبرة

ممتلکااتی الضاائعه لقد دفنت افرااحی وغزلی فیها فی قدیم الزمن
.
منذ الااان  لن یکون غزل الصمت جمیلا

 میخواهم امشب خلوت رویاهایم را مهمان شوی در

این سوسوی قلبهای بی قرار طرح ضیافت

ومهمانداری زدودن اشکهای بی امان از غربت شبهای

بی کسی است.من با تو واین هم خیابانهای مهجور قلبم .
غزل الصمت سروده شد. بروی دیوارهای این متروکه

غزل من است که نگاشته شده ..

غزل رویاهای سوخته ام ..غزل محزون و بی صدای من سروده شد..
 من با تو واین هم آسمان ابری دلم.. آهسته تر قدم

بزن به قبرستان داشته هایم رسیدی ..دیر زمانی

است شادی هایم را به خاک سپردم..

غزل الصمت من دیگر برای کسی خواندنی نیست.
دیدگاه ها (۳)

اهـــــداء خاصضیع ضحکتی یسألنی ونههاومن جاب الحزن انگطع ونهه...

تقدیم به ازهـــــار جانم یاا گلبی اسمع الیوم انا اوصیک...

اهـــداء خاص الی أزهــــارتحت المطر نظراااتی الملتسمه الی ال...

مساء الخیر یا أملی مساء العطر فی بلدی أیا قمری بهذا الکون و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط