مادرم گفت: که عاشق نشوی...! گفتم:چَشم

مادرم گفت: که عاشق نشوی...! گفتم:چَشم

"چشم" های تو مرا بی خبر از چَشمم کرد…

___________________________
دیدگاه ها (۱)

عشق آن است که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سرِ ی...

نمی دانم روزی که بمیرم کی خبر مرگ مرا به تو می دهد آیا تو آن...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

خدا کند که ' تو' را از بلا نگه دارد...‌همان خدا که مرا مبتلا...

🕊✍️دلنوشته های " ندا " 🕊در دو چشم تو نشستم؛به تماشای خودم .ک...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

اینجا مرتیکه گوشیو کرد تو تخم چشمم تا بهش شماره بدم منم گوشی...

و چشم‌های هرکس به نظرم زیبا بود انگار چیزی که زیباشان می‌کرد...

من داشتم تو اینترنت می‌گشتم چشمم خورد به این دلم غش رفت گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط